سفر به سلامت
-
تاریخ: 1405/5/29 ساعت: 15:10
سفر به سلامت باران نازم، میدونم که دنیا برات خیلی کوچک بود. اینو میدونم که متعلق به دنیا نبودی و باید به آغوش امن خدا برمیگشتی. و در زمان حاضر با قرار گرفتن در خاک، برای همیشه زمین را ترک کردی. سفر به سلامت عزیزِ خوش قلب و مهربانم. به آغوش امن خدای بزرگ میسپارمت و بدون که هیچوقت عمق نگاهت رو فرامو...
سفرت بخیر
-
تاریخ: 1405/5/29 ساعت: 15:10
سفرت بخیر سفرت بخیر اسفند!کوله بارت را بستی؟چیزی را فراموش نکرده باشی!مثلا خاطرهای، دردی، غمی! حواست باشد همه را برداری، دِر چمدانت را محکم ببندی!فروردین دارد میآید! میدانی که چمدانش سبک است پراز شکوفه! وقتی رسید میخواهم وصلشان کنم روی درختهای حیاط! میخواهم بهار را دلانگیز کنم..به بهار بفهمان...
مواظب هم دیگه باشیم
-
تاریخ: 1405/5/29 ساعت: 15:10
مواظب هم دیگه باشیم از یه جایی بــه بعد...............دیگه بزرگ نمیشیم؛پیر میشیم از یه جایی بــه بعد.............. دیگه خسته نمیشیم؛می بُرّیم دوستانمونو، زندگیمونو و کلأ حضور خوشرنگ مون رو تو صفحه ی دفتر وجود بدونیم...*محبت تجارت پایاپای نیست*.چرتکه نيندازیم که من چه كردم و تو درمقابل چه کردی!*بیشم...
نامه ای به خودم ۱۱
-
تاریخ: 1405/5/29 ساعت: 15:10
نامه ای به خودم ۱۱ خیلی خوب میدونم که حالت خوب نیست. میدونم که قلبت شکسته و تک تک سلولهای وجودت درد دارن. میدونم که تمام تلاشتو کردی تا خودت رو آروم نشون بدی، اما از درون بهم ریخته هستی. حق داری که حال درونت الان اینجوری باشه و اجازه بده زمان بگذره و کم کم آروم بشی. بعدش دوباره از نو شروع کار کن ...
دعای من در روز عرفه
-
تاریخ: 1405/5/29 ساعت: 15:10
خدایا در زمان حاضر که روز عرفه است شاد کن دلی را که دلتنگ است.بی نیاز کن کسی را که به درگاهت نیازمند است.امیدوار کن کسی را که به آستانت آمده،بگیر دستانی را اکنون به سویت بلند است.مستجاب کن دعای کسی را که با اشکهایش تو را صدا می زند.حامی کسی باش که تنها شده و جز تو کسی را ندارد.دستگیر دستی باش که درم...
شهریور زیبا
-
تاریخ: 1405/5/29 ساعت: 15:10
خدایا شکرت برای آغاز ماهی تازه و هفتهای پر از عشق و سلامتی و فراوانی.شکرت که این ماه و هفته برایم سرشار از برکت و نعمت است.شکرت، در این ابتدا دوباره، قلبم پر از امید و نور توست شکرت که این هفته اتفاقهای قشنگ یکی پس از دیگری به سویم میآیند.شکرت، آغاز این ماه سرآغاز فرصتهای تازه و زیبا برای من است...
امتحان
-
تاریخ: 1405/5/29 ساعت: 15:10
امتحان خدایا من هیچ وقت بنده خوبی برات نبودم، اما تو همیشه خوبی رو در حقم تمام کردی. میشه ازت بخوام که مثل همیشه، توی این اتفاقات هم حواست بهمون باشه. خدایا امتحان سخته و خودت میدونی من همیشه توی امتحاناتت رد شدم. تو رو به خداییت قسم میدم که منو بغلم کنی و بازم رهام نکنی. خدایا خودت مسیر و راه رو بر...
سه سال گذشت
-
تاریخ: 1403/5/30 ساعت: 13:39
حضرتِ مادر ..سه سال از رفتن بی باز گشتت گذشت و من هنوز با تمام وجود صدایت میکنم در آرزوی شنیدن صدایِ زیبا و دلنشینت که بگویی جانِ مادر، تا این موسیقی دلنواز جانم را طراوت بخشد. اما....زندگی بدون تو، اسارت در برزخ رویاهای تاریک و سردِ بدونِ مادر است. + نوشته شده در پنجشنبه هجدهم مرداد ۱۴۰۳ ساعت 9:32 ...
مسیر
-
تاریخ: 1403/4/10 ساعت: 16:58
ای که مرا خوانده ای، راه نشانم بده.خدایا مسیرم رو گم کردم. وجودم و درونم پر از آشوبه.خودت دستمو بگیر و راهمو دوباره بهم نشون بده. خدایا کمکم کن. + نوشته شده در چهارشنبه ششم تیر ۱۴۰۳ ساعت 1:22 AM توسط بنده خدا | Adblock test (Why?)
کم آوردم
-
تاریخ: 1403/4/4 ساعت: 11:51
چرا دستمو رها کردی؟ چرا منو از آغوش امنت بیرون کردی؟ چرا دیگه تکیه گاهم نیستی؟ چرا دیگه حرفامو نمیشنوی؟ من بریدم، کم آوردم. تنهایی نمیتونم ادامه بدم. همه ی دلخوشیم بودنت بوده و هست. اون روز که توی بانک اشکهام جاری بود، توی اون حال بدیم گفتم که تنها دلخوشیم خدای بالای سرمه که دستمو گرفته. پس چرا الان...
نامه ای به خودم (۹)
-
تاریخ: 1403/3/17 ساعت: 18:43
منِ عزیزم. میدونم که این روزها خیلی دلتنگی. دلتنگ خونه ای که تمام روزهای عمرت رو از زمان تولد تا پایان ۳۱ اردیبهشت ماه ۱۴۰۳، درونش سپری کردی. خونه ای که تمام خاطرات زندگی و لحظه های خوب با پدر و مادر بودن رو درونش ثبت کردی و الان دیگه اونجا ساکن نیستی. خیلی خوب درکت میکنم و حق داری که بی قرار و دلتن...
نامه ای به پدر و مادرم
-
تاریخ: 1403/3/17 ساعت: 18:43
مامان و بابایِ مهربونم سلام. حالتون چطوره؟ از بهشت زیبای خدا چه خبر؟ خوش میگذره؟ خیلی دلم براتون تنگ شده و بی قرارِ یه لحظه در آغوش کشیدنتون، اما چه کنم که تقدیر جدایی رو برامون رقم زد.مامان، بابا، اومدم براتون بگم که چقدر لحظه ی جدایی از خونه، برامون سخت بود.همه گریه میکردن و نبودتون توی اون لحظه ب...
دلزدگی
-
تاریخ: 1403/3/17 ساعت: 18:43
برای عزیزترین های زندگیت هم وقتی زیاد حضور داشته باشی و زیاد انرژی بذاری، زیادی میشی و دلزدگی ایجاد میشه. یادت بمونه که باید کنار بکشی و در سکوت و خلوت خودت، خیلی محکم تر از قبل ادامه بدی و اونقدر تغییر کنی که همون آدمهایی که الان برات کلاس میذارن، تلاش کنن برای یک لحظه صحبت کردن با تو. اینها رو نوش...
چالش
-
تاریخ: 1403/3/6 ساعت: 14:59
این روزها، روح و جسمم چالش های عجیبی رو تجربه میکنه و برای پشت سرگذاشتن و حل کردنشون، تنها دلخوشیم خدای مهربونم هست که همیشه کنارمه. خدایی که وقتی چشمانم رو میبندم و دستم رو به سمت آسمان دراز میکنم، با همه ی وجود دستمو میگیره و بهم میگه نگران نباش من کمکت میکنم و این بزرگترین حس خوب دنیاست.ممنونم خد...
برای خدا ۲
-
تاریخ: 1403/3/6 ساعت: 14:59
خدای عزیز و مهربانم، چقدر خوشحالم که تو رو در لحظه به لحظه ی زندگیم دارم. مهربونم، دوست باوفا و همیشگی ام ، ممنونم که هوامو داری و اجازه دادی بهت تکیه کنم. امروز هم به لطف و بزرگی خودت، کارم به خوبی انجام شد و من در لحظه لحظه ی انجامش، حضورت را در کنارم حس کردم.خالق دوست داشتنی ام سپاسگزاااااارم.
سپردن
-
تاریخ: 1403/2/24 ساعت: 13:29
خدایا خودمو باز هم به خودت سپردم و خودت هوامو داشته باش.
حمایت
-
تاریخ: 1403/2/24 ساعت: 13:29
خداجونم، خدای مهربونم، من خیلی خیلی بیشتر ازهر تایم دیگه ای به آغوشت و حمایتت نیاز دارم. میدونم که خیلی خوب از لحظه به لحظه زندگیمون خبر داری. خدایا یکسال از اون اتفاق غیر منتظره مالی گذشت. اتفاقی که منو به اوج ناامیدی رسونده بود، اما درست وقتی که اینجا برات نوشتم و ازت کمک خواستم، کمتر از سه ساعت ب...
نامه ای به خودم(۸)
-
تاریخ: 1403/2/24 ساعت: 13:29
من عزیزم، یادت نره که دختر بودن یه موهبت هست که خدا به تو داده. از دختر بودنت لذت ببر و پر قدرت ادامه. هیچوقت یادت نره که مامان و بابا، به خاطر داشتن دختر، همیشه شاکر خدا بودن. پس تو هم قدر خودت رو بدون و همون دختر قوی مامان و بابا بمون.منِ عزیزم، دختر نازِ مامان و بابا، روزت هزاران بار مبارک.
برای خدا
-
تاریخ: 1403/2/12 ساعت: 20:08
بعد از یک هفته، امروز توی تایم قرار همیشگیمون با هم، بیدارم کردی و به شیوه ی خودت باهام حرف زدی و بهم فهموندی که هوامو داری و محکم توی آغوشت نگهم داشتی.توی این چند روز که حال جسم و روحم مساعد نبود، به شیوه ی خودت نذاشتی از آغوش امنت بیرون بیام. غر زدن ها، گریه ها و حال بدمو به جون خریدی و اجازه نداد...
نامه ای به خودم ۷
-
تاریخ: 1403/2/4 ساعت: 14:11
منِ عزیزم، اینو خوب میدونم که خیلی ذهنت درگیر شده و به شرایط پیش اومده داری فکر میکنی و خوب میدونم که ناراحتی. بهت نمیگم ناراحت نباش، نمیگم که نباید فکر کنی، اما میگم که زود از این شرایط گذر کن. خدا مثل همیشه حواسش هست و تنهات نمیذاره ..... + نوشته شده در جمعه سی و یکم فروردین ۱۴۰۳ ساعت 10:16 PM توس...