دو سال از رفتن و سفرِ بی بازگشتت،1... اما به نظرم بیست سال گذشته. مگه نمیگن با گذر زمان آدم آروم میشه؟ پس چرا هنوز قلبم از یاد آوری نبودنت میسوزه؟ چرا قلبم فشرده میشه و چشام تر میشه؟ میدونم که از توی آسمون میبینی که چقدر این روزها برامون سخت و نفس گیر هست. خودت برامون دعا کن.
مامان دلم برات تنگ شده
برچسب:
نویسنده: نگین رادمنش