سال دارد تمام می شود.فکر میکنم به مدت زمانی که گذشت. به لحظه لحظه ی زندگیم. به ثانیه هایی که در کنار عزیزانم گذشت. مرور می کنم اتفاقات خوب و بدی که برایم افتادند، دوستان جدیدی که وارد زندگیم شدند و عزیزانی که از زندگیم رفتند ...
تا چند روز دیگر قرارست امسالم بشود پارسال و من تک تک 1ش را با تلخی و شیرینی، اشک و لبخند، امید و صبوری زندگی کردم. امسالی که درس های زیادی به من داد و روزهای سختش خیلی بیشتر بود و نبودن عزیزانم به دوش کشیدنش را سخت تر کرد.
گذشت و دیگر چیزی به پایانش نمانده و من از خداوند چیزی را برای همه میخواهم که جز در خاطر خدا در باور هیچکس نمی گنجد.
روزهای آخر سالتون پر از رنگ خدا.
خدایا چنان کن سرانجام کار/ تو خشنود باشی و ما رستگار
برچسب:
نویسنده: نگین رادمنش