خرید بک لینک

گر نگهدار من آن است که من میدانم

شیشه را در بغل سنگ نگه میدارد

خداجونم، چهل روز پیش خوابی رو دیدم که توی خواب به اوج نا امیدی رسیدم و درست توی همون لحظه روی کاغذی که توی خواب دستم بود این بیت شعر نوشته شد. خداجونم خودت میدونی که بعد بیدار شدنم چقدر بغض داشتم و مدام این بیت شعر رو میخوندم. تو این مدت چهل روز سخت ذهنم درگیر بود و خوابم و شعر رو فراموش کردم و درست در موقعی که دیشب معجزه ات رو بهمون نشون دادی و لطف و محبتت رو مثل همیشه ثابت کردی، من خوابم و این شعر یادم اومد.

خداجونم، معبودم، بهترینم سپاسگزارم برا همه خوبیهات، سپاسگزارم برا اینکه مثل همیشه با بزرگی و رحمانیت خودت بهمون نگاه کردی. سپاسگزارم که مثل همیشه بدیهامون، غر زدنهامون رو در نظر نگرفتی و لطف و عنایتت رو شامل حالمون کردی.

خدایا سپاسگزارم، سپاسگزارم، سپاسگزارم.

برچسب: نویسنده: نگین رادمنش تاريخ: جمعه 15 آذر 1398 ساعت: 0:29

صفحه بندی