وجودم شد پر از یه بغض عمیق و اشکهایی که از چشمام جاری شد،
درسته که من اینجا بهت تبریک گفتم این روز رو و همینطور سعی کردم قلبی باهات ارتباط برقرار کنم، اما هرگز نتونستم آروم باشم.
من موندم و یه دنیا حسرت...
روزت مبارک بانو جان.
خدايا ميشه ازت خواهش كنم بانوجان رو برگردونى؟
به بزرگيت قسم ميخورم كه ديگه خوب باشم و اذيتش نكنم.
تو رو به بزرگى و بخشندگيت، بانوجان رو به اين بنده گنهكارت ببخش.