خداجونم سلام.امروز اومدم اینجا تا باهات صحبت کنم و تو رو سپاس بگم بخاطر دوست خوبی که سر راهم گذاشتی. هیچوقت خودمو لایق این همه محبت نمیبینم اما توی هرلحظه حواست بهم هست و محبتت بیشتر از همیشه شامل حالم میشه. خدایا ازت ممنونم بخاطر حضور نیلوفر. یادمه چند روز پیش از نیلوفر سوال کردم که چی شد که ما سر راه هم قرار گرفتیم؟ و جواب من فقط یک کلمه بود: سرنوشت. سرنوشتی که تو برامون رقم زدی و ما نمیدونستیم. وقتی بر میگردم به گذشته و به چگونگی دیدارم با نیلوفر نگاه میکنم، فقط و فقط لطف و بزرگی و محبت خدای خوبم تو این اتفاق خیلی پر رنگ هست و باید بگم هزاران هزار مرتبه شکر بخاطر این همه لطف و هرگز نمیدونم که چجور باید ازت تشکر کنم. حرفهای شب گذشته با نیلوفر و صحبتهایی که امروز بین ما گذشت، عمق این ارتباط و دوستی رو بهم نشون داد که تا این لحظه هرگز اینقدر عمیق بهش توجه نکرده بودم. پروردگار مهربونم بخاطر این همه خوبی ازت ممنونم. مدت طولانی بود که نتونسته بودم، در درونم حس های ناب رو تجربه کنم اما امروز به لطف و محبت و بزرگی تو مهربان معبودم و همینطور به لطف نیلوفر عزیزم، تونستم این حس ناب رو تجربه کنم. حسی که با هیچ کلمه ای قابل توصیف نیست. خدایا ازت میخوام که به حق عظمت و بزرگیت، خودت پناه دوست خوبم باش و در زندگی بهترین تقدیر رو براش رقم بزن. خدایا همیشه مراقبش باش و خیر و برکت رو در زندگیش زیاد کن. نیلوفر جان با هیچ کلمه ای و بیان هیچ جمله ای نمیشه خوبیها و مهربونیهات رو توصیف کرد و زبانم برای تشکر بخاطر بودنت قاصر هست. بهترینها رو برات از خدا میخوام و میگم ممنونم بخاطر بودنت.
برچسب:
نویسنده: نگین رادمنش