بسم الله الرحمن الرحیم
بنام خداوند بخشنده ومهربان
سلام بر خدای مهربان و عاشق
ششم مرداد ماه برای شما نامه ای نوشتم و از میلاد و تولد تازه وجود خویش، با شما سخن گفتم. از آن شبی که در اوج درد و در زمانی که از همه چیز و همه کس نا امید شده بودم،با چشمی پر از اشک و با صدایی لرزان شما را بنام " یا من اسمه دوا و ذکره شفا " می خواندم، بنده ای از بندگانت را فرستادی تا جویای حالم شود و آن بنده شد ناجی من از طرف شما.
اما امروز نامه ام پیام آور شادی نیست.
اکنون باید از غرور و تکبر وجودم صحبت کنم. از غروری که تمام وجود بنده ات را پر کرده بود و موجب شد تا تمامی الطاف شما را فراموش کنم.
خدای من... این بنده حقیر نتوانست از آن نعمتی که در اختیارش قرار گرفت بخوبی استفاده کرده و قدردان باشد و اکنون شرمنده ام.
خدایا...فهمیدم، اما چه سود که دیر فهمیدم.
پرورگارا...
این بنده حقیر بازهم میگوید " یا من اسمه دوا و ذکره شفا "
یعنی دوباره لطفت شامل حالم میگردد؟؟
برچسب: نامه ام به خدا,اس ام اس نامه به خدا,
نویسنده: نگین رادمنش